داستان نجس ترین چیز دنیا
گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.
عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری.
علی حسینی ده آبادی هستم متولد 1347 و محل زندگی ام میبد می باشد.در سال 1366 از دبیرستان طالقانی میبد دیپلم گرفتم و همان سال در دانشکده پرستاری گلشهر بندرعباس در رشته تکنسین اتاق عمل مشغول تحصیل شدم و در بهمن 1368 فارغ التحصیل شدم. در سال 1369 در بیمارستان 578 اهواز خدمت سربازی را شروع و در شهریور 1371 خدمتم تمام شد. در سال 1374 در رشته کارشناس پرستاری از دانشگاه شهید صدوقی یزد فارغ التحصیل شدم. و هم اکنون در بیمارستان امام جعفرصادق(ع) شهرستان میبد با 21 سال سابقه کاری مشغول خدمتم. از دوستانی که تحت هر عنوان بنده را می شناسند تقاضا دارم ضمن معرفی خود از خاطرات خود بنویسند. متشکرم